۱۱ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰

سیاه‌نمایی ایران به سبک اینترنشنال

سیاه‌نمایی ایران به سبک اینترنشنال

وقتی خبر بد مدام تکرار شود و خبر خوب به حاشیه برود، واقعیت کم‌کم رنگ دیگری می‌گیرد. به همین بهانه اینجا سراغ سازوکار سیاه‌نمایی در رسانه‌های ضدایرانی مثل اینترنشنال رفتیم.

خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ رویا سادات هاشمی: قصه از همین‌جا شروع می‌شود؛ از لحظه‌ای که خبرها یکی‌یکی روی صفحه گوشی ظاهر می‌شوند؛ یک حادثه، یک درگیری، یک بحران، یک اظهارنظر جنجالی و دوباره خبری تلخ‌تر از قبلی. آن‌قدر این تصویر تکرار می‌شود که کم‌کم مرز بین «واقعیت» و «تصویری که از واقعیت به ما نشان داده می‌شود» محو می‌شود. خبرها یکی پس از دیگری می‌آیند و می‌روند و کم‌کم تصویری در ذهنمان شکل می‌گیرد؛ تصویری که انگار در آن، از یک طرف دنیا مدام در حال پیشرفت است و از طرف دیگر، ایران جایی است که جز بحران و شکست و خبر بد، چیزی برای گفتن ندارد.

اما چیزی که باید بدانیم این است که واقعیت هیچ کشوری این‌قدر یک‌دست نیست. در همین روزها که مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران سوژه خبرهای زیادی است، دختران ایرانی روی سکوی قهرمانی می‌روند، ورزشکاران مدال می‌گیرند، تیم‌های مختلف ورزشی پیروز می‌شوند و اتفاق‌های خوب، کوچک و بزرگ، در گوشه‌وکنار کشور رخ می‌دهد. پس چرا بعضی وقت‌ها وقتی چند ساعت پای یک صفحه خبری امثال اینترنشنال می‌نشینیم، آخرش احساس می‌کنیم در هیچ‌کدام از آنها بخش‌های دیگری از واقعیت را ندیده‌ایم؟ جالب اینجاست که ماجرا فقط به خبرهایی که منتشر می‌شوند برنمی‌گردد؛ به خبرهایی هم مربوط است که انتخاب می‌شوند، بزرگ می‌شوند، تکرار می‌شوند و جلوی چشم مخاطب قرار می‌گیرند. اینجاست که پای سیاه‌نمایی به میان می‌آید؛ روشی که لازم نیست برای ساختنش دروغی گفته شود. گاهی کافی است از میان همه رنگ‌های یک واقعیت، مدام فقط سیاه‌ترینشان را نشان بدهی.

ایران واقعی که در ویترین رسانه‌های فارسی‌زبان نیست!

سیاه‌نمایی معمولاً در یک تیتر مشخص خلاصه نمی‌شود. گاهی از کنار هم قرار گرفتن صدها خبر واقعی دستچین‌شده ساخته می‌شود؛ از انتخاب تصویر، تیتر، مهمان، میزان تکرار و موضوعاتی که بارها مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرند. ممکن است یک رسانه بگوید «ما خبرهای خوب ایران را هم منتشر می‌کنیم» و از نظر فنی هم درست بگوید. اما سؤال همچنان باقی است: «سهم این خبرهای خوب از تصویری که مخاطب هر روز می‌بیند چقدر است؟» بازی‌های آسیایی ناگویا نمونه خوبی برای شروع این بحث است. زنان ورزشکار ایرانی در این رقابت‌ها چندین بار تاریخ‌سازی کردند؛ از طلای فاطمه مجلل در روئینگ تا موفقیت زینب نوروزی و کیمیا زارعی و نخستین مدال زهرا زارعی در بین زنان ایران در دوومیدانی. این موفقیت‌ها، هرچند در جایی مثل اینترنشنال هم بازتاب داشته‌اند، اما آنچه جای بحث دارد این است: شبکه‌ای که یک دیوارنویسی ساده علیه ایران در کوچک‌ترین شهرستان‌های دور و نزدیک را با جزئیات کامل پوشش می‌دهد، چرا در پوشش خبرهای امیدوارکننده‌ای مثل موفقیت بین‌المللی دختران ایرانی، در وانفسای جنگ و تحریم‌های شدید، این‌قدر کمرنگ عمل می‌کند و صرفاً به نوشتن یک خبر تک‌خطی اکتفا می‌کند؟

ترفندی به نام قاب‌بندی رسانه‌ای برای سبقت خبر بد از خبر خوب

انتشار خبرهای منفی به‌خودی‌خود اشکالی ندارد. رسانه‌ای که درباره حادثه، فساد، اعتراض یا مشکلات مردم سکوت کند، کار رسانه‌ای‌اش را به‌درستی انجام نداده است؛ ولی مسئله از جایی شروع می‌شود که خبر منفی، به‌عنوان «یکی از واقعیت‌های جامعه»، به قاب اصلی نمایش جامعه تبدیل شود. ترفندی که شبکه‌ای مثل اینترنشنال به‌وفور از آن استفاده می‌کند و کارشناسان ارتباطات از آن به‌عنوان Framing یا همان قاب‌بندی یاد می‌کنند. در این مفهوم، رسانه درباره یک اتفاق فقط تصمیم نمی‌گیرد که «آن را منتشر کند یا نکند»؛ تصمیم می‌گیرد از کدام زاویه نشانش دهد.

در همین بازی‌های آسیایی، یک رسانه می‌تواند تیتر بزند و با انتشار بخش‌های مختلف از تلاش و موفقیت ورزشکاران، به معنای واقعی کلمه بازتاب‌دهنده این موضوع باشد که «دختران ایرانی تاریخ‌سازی کردند» و رسانه دیگری مثل اینترنشنال همان اتفاق را صرفاً در قالب یک نتیجه ورزشی گزارش کند. اینجاست که می‌شود گفت هر دو ممکن است اطلاعات درست بدهند، اما احساسی که در ذهن مخاطب باقی می‌ماند یکسان نیست.

ایران سیاه اینترنشنال؛ روایتی که فقط یک رنگ دارد!

برجسته‌سازی که در ذهن از وطن «ویرانه» می‌سازد

یک حادثه تلخ می‌تواند خبر باشد؛ اما اگر همان حادثه با چند تیتر، ویدئو و تحلیل بارها تکرار شود، در ذهن مخاطب دیگر فقط یک اتفاق نیست. کم‌کم تبدیل می‌شود به نشانه‌ای از اینکه «همه‌جا همین است». در مقابل، موفقیت یک ورزشکار، یک دستاورد علمی یا یک اتفاق مثبت اجتماعی اگر کوتاه و کم‌رنگ روایت شود، سهم بسیار کمتری در ساختن تصویر ذهنی مخاطب خواهد داشت. اینجا مفهوم «برجسته‌سازی» در علوم ارتباطات هم به کار می‌آید؛ چون رسانه با انتخاب و تکرار بعضی موضوعات می‌تواند روی اینکه مخاطب چه مسائلی را مهم‌تر ببیند، اثر بگذارد و حتی بر نحوه فکر کردن او درباره آن مسائل تأثیر بگذارد.

رسوایی اینترنشنال در پوشش خبری پزشکیان و نتانیاهو

همین مسئله را می‌توان در پوشش سیاسی هم دید. اینترنشنال سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل را پوشش داد؛ اما نکته مهم، چگونه پوشش دادن آن است. سخنرانی رئیس‌جمهور ایران به‌قدری محکم و از موضع اقتدار بود که نه‌تنها رسانه‌های داخلی، بلکه رسانه‌های خارجی هم آن را تحسین کردند. اما این شبکه ترجیح داد به جای پوشش همه‌جانبه این سخنرانی، در صفحات اجتماعی‌اش سخنرانی ضدایرانی رئیس‌جمهور تیمور شرقی را بارگذاری کند. تا جایی که بخش مهمی از قاب این رسانه، زیر سؤال بردن نمایندگی پزشکیان از مردم ایران بود.

حتی گزارشی با عنوان «نتانیاهو صدای مردم ایران بود، پزشکیان نماینده ایران نبود» را منتشر کرد و با بیش از ۱۱ پست از سخنرانی نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای «صندلی‌های خالی» در مجمع سازمان ملل تلاش کرد تا او را در ذهن مخاطب ایرانی برجسته کند و از ترک ۷۷ کشور دنیا هنگام سخنرانی او حرفی نزند.

ایران سیاه اینترنشنال؛ روایتی که فقط یک رنگ دارد!

دروغ‌های کوچک با تکرارهای بزرگ شبکه‌های ضدایرانی

بنابراین، یک رسانه مثل اینترنشنال وقتی هر روز و با ترفندهای بعضاً ناشیانه، مدام فقط از سیاهی‌ها می‌گوید، بعد از مدتی لازم نیست کسی درباره این حرف بزند که «ایران سیاه است»؛ چون بعد از مدتی، این فضای مسموم رسانه‌ای باعث می‌شود خود مخاطب همین نتیجه را بگیرد. این شاید قدرتمندترین شکل سیاه‌نمایی باشد؛ سیاهی‌ای که نه با یک دروغ بزرگ، بلکه با تکرار انتخاب‌شده واقعیت‌های کوچک ساخته می‌شود.

کد مطلب 6966049

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha